تبليغاتX
دختران من

دختران من

زیر چتر دخترانم ، کودکی ام نم نم می بارد

روح پاک

 

ریحانه عزیزم ...

گاهی چنان

تمام قد رو به روی روحم

روحت عَلَم میشود

که فراموشم میشود

 هنوز کودکی معصوم هستی

که باید در آستانت

کُرنش کرد.

 

+ نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

منطق معصوم

 

حانیه عزیزم ...

وقتی

منطق معصوم تو

میان رفتارهای ما تلف میشود

مادرانه اما کودکانه

آنقدر کلافه میشوی که

زانوان نازت

 سنگ صبور شلاق دستان قلبی میشود

 که

دیگر کلافه شده.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

لجاجت های سر سخت

 

حنانه عزیزم ...

لجاجت هایت

آنقدر جاهلانه استوار است

که

باور کن عالمانه کم میآورم

تا

تو ٫ من و ما

همه لطمه خور باشیم.

 

 

+ نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

چنگ مزن

 

حنانه عزیزم ...

برای بدست آوردن خواستنی ها

خوب است که

به همه چیز چنگ میزنی

اما لطفا

بی خیال موهای آویزان حانیه باش

باشه دختر گلم ؟

 

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

قهر نکن

 

حانیه عزیزم ...

وقتی به بهانه یک برگ پفک

پدر را پشت سر میگذاری

تا قهر کنی

پدر را در جمع و جور کردنت

دست تنها

میگذاری.

  

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

تورنادوی منطق

 

ریحانه عزیزم ...

بلبل زبانی تو

حکایت تورنادوی منطقی است

که

در جان تو نزج میگیرد

و

من و مادر را نگران بی رحمی عقلی میکند

که اکنون فقط 

به درک نسیمی از آن آگاهیم.

 

 

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

نقش پدر

ريحانه عزيزم

ذوق تو براي نقاشي

پدر را كلافه ميكند

وقتي

ميان همه نقش ها

نقش پدر

آنقدرصالحانه نيست تا سيماي تو

حتي را روي كاغذي بي ارزش

شادي را گم نكند.

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

گربه خوب

 

حان و حنّای عزیز

اين روزها

عجيب ترين چيزي كه گاها تمام حواس و ذوقتان را مي دزدد

گربه اي بيچاره در پي لقمه اي نان

يا

پرنده اي مفلوك در آسمان كوتاه ما است

كه

شكار چشم و درگير حواستان ميشود

چيزي كه

 حتي از جنس ببر و عقابش

ديگر نميتواند مرا براي لحظه اي از اين منجلاب

بدزدد.

 

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

از دل تا زبان

 

ریحانه عزیزم

وقتی

 میان ادرکات قلبی و زبانت

پُل می زنی

دنیا جذاب میشود

و

 این فتنه ای است که ترس  آن میرود

میان زمین و آسمان

 پدرت معلق بمیرد.

دعا کن حتی اگر نباشم

 

+ نوشته شده در  88/04/10ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  | 

عشوه های عجیب

حنانه عزیزم

 

گاهی که توجه ما

تو را از خویش می دزدد

و

 اخلاص کودکانه ات لطمه می خورد

عادی بودن برایت سخت میشود

تا

شعله شرم از سیمای تو

ترکیبی عشوه آلود و پر مهر خلق کند

چه خوب است که

خالص نبودن را درک میکنی و به شرم

پناه میبری.

 

+ نوشته شده در  88/04/10ساعت   توسط پدرتان : ... علیرضا ...  |